
من علیم که خدا قبله نما ساخت مرا
جز خدا و نبی و فاطمه نشناخت مرا
من که یکباره در از قلعۀ خیبر کندم
داغ زهرا به خدا از نفس انداخت مرا
شهادت مولای متقیان، امیر المؤمنین (ع)، قسیم النّار و الجنـــّـــة تسلیت باد...
به خدا قسم که روم نمی شه بگم شیعۀ امیرالمؤمنیم؛ خیلی بد کردم خیلی، امشب حتی روم نشد تو آینه به چشم های خودم نگاه کنم دیگه چه برسه به اینکه بخواهم به خاک زیر پای حضرت امیر بنگرم. ای خدا، ای خدا یعنی می شه؟ می شه ببخشی؟ اگر درها به رویت بسته شد دل بر مکن با من / بر این خانه تو دق الباب کن وا کردنش با من...
و تو نیستی و عطر تو در عمق لحظه ها جاریست...
می گن امشب آخرین شبه، آخرین فرصته، امشب می خوام به بلندای قدر عاشقی کنم، عاشقی کنم.
زین آتش نهفته که در سینۀ من است
خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت
این روز ها روزهای دل دل کردن ثانیه های حضوره، وقت باریدن چشم ها برای سیراب کردن کویر تشنۀ حسرته. باید فراموشی رو فراموش کرد و سپرد به تلخی دوران. دیگه تموم شد روز های بی خبری،از کف رفتن فرصت ها و رحمت ها... امشب اون پیله تنیده می شه و پرهای آدمیت شکل می گیره.
خیلی وقت بود که برای خواستنش راه رو اشتباهی می رفتیم، خدا رو دور می زدیم و حقیقت رو ندیده می گرفتیم، اما حالا یه راه میانبر پیدا کردیم. توی این شب ها چه بخواهیم چه نخواهیم همه دل از جاده خاکی های نفسمون بریدیم و پا گذاشتیم توی صراطی که فقط به خودش می رسه این روزها خدا دوباره از سر تواضع و عشق یه بهونه واسۀ نوازشمون گیر آورده، واسۀ دوباره بخشیدنمون، دوباره عاشق شدنمون...
کاش می تونستیم این لحظات رو تو قلب سرد زمان حک کنیم که تا همیشه حلاوت بندگی رو بچشیم ولی شاید شیرینیش به همین برگشت ناپذیریه. شاید همین دست نیافتنی بودنه که می کوبدمون و می سازدمون.
این روزها یه اتفاق هایی داره میفته، یه درهایی باز می شه، خدا تو رو توی خلوتش راه می ده و تو می شی یه مهمون واقعی، می شی محرم حرمش، می شی حبیب درگاهش ، زانو به زانوی خودش می شوندت و باهات حرف می زنه، باید گوش کنی، این روز ها صدای خدا خیلی بلنده، بلندتر از هر زمان دیگه ای، فقط باید کلید انصاف رو بچرخونی و قفل قلبت رو باز کنی و اون وقت از نو متولد می شی، انسانی از او با او و به سوی او... این مهمه *به سوی او*. حالا وقتشه، وقتشه که جواب سلامش رو بدی وبا تموم وجودت بگی:
لبیک
اللهم لبیک
لبیک لا شریک لک لبیک
إن الحمد و النعمت لک و الملک
لا شریک لک لبیک...
موصم شده، از تنگنای محبس دنیا برون درآ و حج کن، حج کن...
محبوب من، محبوب من
آقای من، من و به غلامی بخر
یه پول سیاه بفروشمو
دوباره مفتی بخر...
ارزون ترین جنس حراجی می شم
دور تو می گردم و دور تو می گردم و دور تو می گردم و
!!! حاجی می شم، حاجی می شم
(متن بالا رو همین امشب نوشتم اگر به دل نمی نشینه یا کم کاستی داره به روح
بزرگتون عفو کنید)
مدد ز غیر تو ننگ است یا علی مددی ...